چهارده ماهگی
نمیدونم چرا روزها برای شب شدن عجله دارند و تند تند می آیند و میروند ولی من اصلاً عجله ندارم نه برای حرف زدن نه برای دندون درآوردن فرصت زیاده ... توی این ماه دو تا دندون جدید درآوردم و الان 9 تا دندون دارم و با همین چند تا دونه همه چیز میخورم از انواع میوه ها و خشکبار گرفته تااااا انواع کبابها و دل و جگر و ... شیر و کیک خیلی دوست دارم و با مهارت تمام با نِی هر نوشیدنی میخورم. کلماتی که ادا میکنم به تعداد انگشتان دستم هم نمیرسد و دو تا اسم جدید یاد گرفتم رَضا (رضا) بَبا (صبا). هرچی بزرگتر میشم پر انرژی تر و پر جنب و جوش تر و بازیگوش تر میشم. عااااشق بازی قایم موشک و دنبال بازی هستم و دوست دارم تا مامان و بابا قایم بشن و من پیدا...
نویسنده :
مامان الهه
19:43












